
روش پیگیری سفته در سال 1405 *( طرح دعوای مطالبه وجه سفته ) چگونه سفته را به اجرا بگذاریم از زبان وکیل متخصص
دسامبر 9, 2025
انتخاب وکیل * 7 نکته طلایی در انتخاب وکیل ( راهنمای کامل موکلان در انتخاب وکیل)
ژانویه 24, 2026کاملترین اصطلاحات حقوقی به فارسی و انگلیسی
این مجموعه، خلاصهای دقیق و نظاممند از ۳۰۰ اصطلاح بنیادین حقوقی است که با هدف تسهیل درک و به کارگیری مفاهیم تخصصی حقوق ، از مرحله آموزش دانشگاهی تا عمل حرفهای، تدوین شده است. هر مدخل شامل واژه فارسی، معادل دقیق انگلیسی، تعریف تخصصی و حوزه کاربرد آن است. امید است که این مرجع، ابزاری کارآمد برای تعمیق دانش و افزایش دقت در مراودات حقوقی شما باشد.”
کاملترین اصطلاحات حقوقی به زبان فارسی و انگلیسی
| شماره | واژه فارسی | معادل انگلیسی اصطلاحات حقوقی | تعریف فارسی تخصصی (مفهوم اصطلاحات حقوقی ) | کاربرد اصطلاحات حقوقی |
|---|---|---|---|---|
| 1 | اجاره | Lease / Rent | عقدی است که بموجب آن موجر مالک منافع عین مستاجره را در مدت معین در برابر اجرت به مستاجر واگذار میکند. | مدنی، املاک |
| 2 | اجرتالمسمی | Agreed Rent | مبلغی است که طرفین عقد اجاره در خصوص اجارهبها توافق کردهاند. | مدنی، املاک |
| 3 | اجرتالمثل | Reasonable Rent / Fair Market Value Rent | سودی است که عین مستاجره به طور معمول در عرف بازار قابلیت ایجاد دارد و در صورتی که اجرتالمسمی ذکر نشده باشد، ملاک قرار میگیرد. | مدنی، املاک |
| 4 | اجرتالمقدّرة | Assessed Rent | اجارهای که توسط مقام صلاحیتدار (مانند کارشناس یا دادگاه) تعیین میشود. | مدنی، املاک |
| 5 | اجرتالعمل | Remuneration | پاداش یا مزد در ازای انجام یک کار یا خدمت. | مدنی، قراردادها |
| 6 | اجرتالوقوع | Unjust Enrichment Rent | ارزش بهرهمندی از عین بدون اذن مالک در صورتی که قرارداد اجارهای وجود نداشته باشد. | مدنی، املاک |
| 7 | اجتهاد | Ijtihad | استنباط احکام شرعی از ادله تفصیلی فقه توسط مجتهد. | فقه، اصول فقه |
| 8 | اجتهاد مطلق | Absolute Ijtihad | توانایی استنباط حکم شرعی در تمامی ابواب فقه بدون نیاز به تقلید. | فقه، اصول فقه |
| 9 | اجتهاد مقیّد | Restricted Ijtihad | توانایی استنباط حکم شرعی در ابواب خاصی از فقه. | فقه، اصول فقه |
| 10 | اجرای احکام | Enforcement of Judgments | فرآیند عملیاتی کردن مفاد احکام قطعی صادره از مراجع قضایی. | آیین دادرسی (کیفری و مدنی) |
| 11 | اجرای موقت | Provisional Enforcement | اجرای حکمی که هنوز قطعی نشده است، معمولاً در موارد خاص و با تأمین خسارت احتمالی. | آیین دادرسی مدنی |
| 12 | اجرت معامله | Consideration (in Contract) | عوضی که در عقد معاوضی در برابر موضوع تعهد قرار میگیرد. | مدنی، قراردادها |
| 13 | اجتناب از ضرر | Avoidance of Harm | اصلی در حقوق مدنی که بر مبنای آن نباید به دیگری ضرر رساند. | مدنی |
| 14 | اجرای احکام مدنی | Civil Judgment Enforcement | فرآیند الزام محکومعلیه به اجرای مفاد رأی دادگاههای حقوقی. | آیین دادرسی مدنی |
| 15 | اجرای احکام کیفری | Criminal Sentence Execution | فرآیند اجرای احکام محکومیتهای کیفری از قبیل حبس، جزای نقدی و غیره. | آیین دادرسی کیفری |
| 16 | اجاره به شرط تملیک | Hire Purchase Agreement | قراردادی که در آن اجارهدهنده با انقضای مدت و پرداخت اقساط، مالکیت را به مستأجر منتقل میکند. | مدنی، تجارت |
| 17 | اجماع | Consensus / Ijma | اتفاق نظر تمامی مجتهدین یا افراد دخیل در یک موضوع خاص. | فقه، اصول فقه |
| 18 | اجتماع موجبات مسئولیت | Concurrence of Liability Grounds | حالتی که چندین سبب مختلف منجر به یک مسئولیت واحد میگردد. | مدنی، مسئولیت مدنی |
| 19 | اجرای حکم قطعی | Final Judgment Enforcement | اجرای حکمی که امکان تجدیدنظر یا فرجامخواهی آن از بین رفته است. | آیین دادرسی |
| 20 | اجرت تأخیر | Delay Penalty / Late Payment Fee | مبلغی که به عنوان خسارت ناشی از عدم ایفای تعهد در موعد مقرر دریافت میشود. | مدنی، قراردادها |
| 21 | اجرتالمال | Usufruct Value | ارزش استفاده از مال بدون تغییر در ماهیت آن. | مدنی، املاک |
| 22 | بطلان | Nullity / Voidance | زوال اثر حقوقی سند یا عقد از ابتدا به دلیل فقدان یکی از ارکان اساسی آن. | مدنی، قراردادها |
| 23 | بطلان قرارداد | Contract Nullity | حالتی که عقد به علت فقدان شرایط اساسی صحت (مانند قصد، اهلیت، موضوع معین و مشروعیت جهت) از اساس باطل تلقی میشود. | مدنی، قراردادها |
| 24 | بینه | Evidence / Witnesses | شاهدانی که شهادتشان برای اثبات امر در مراجع قضایی پذیرفته میشود. | آیین دادرسی |
| 25 | برائت | Innocence / Presumption of Innocence | اصل اساسی در حقوق کیفری مبنی بر اینکه هر متهم تا زمان اثبات جرم، بیگناه فرض میشود. | کیفری، آیین دادرسی کیفری |
| 26 | بیمه | Insurance | قراردادی است که بموجب آن بیمهگر در قبال دریافت حق بیمه، متعهد به جبران خسارت وارده به بیمهگذار یا شخص ثالث در شرایط مقرر در قرارداد میشود. | تجارت، قراردادها |
| 27 | بیمهنامه | Insurance Policy | سندی است که حاوی شرایط و مقررات بیمه بوده و حقوق و تعهدات طرفین را مشخص مینماید. | تجارت، بیمه |
| 28 | بدنه | Body (of a law or contract) | بخش اصلی و متنی یک قانون، قرارداد یا سند که شامل مواد و جزئیات است. | عمومی و خصوصی |
| 29 | برات | Bill of Exchange | سندی تجاری است که به موجب آن صادرکننده، دستور میدهد براتگیر مبلغی را در زمان معین به رؤیت یا سررسید به شخصی ثالث پرداخت نماید. | تجارت، اسناد تجاری |
| 30 | بهره | Interest | مبلغی که در ازای استفاده از پول (قرض) در مدت معین پرداخت میشود. | مدنی، تجارت |
| 31 | بستن قرارداد | Contract Conclusion | مرحله نهایی توافق و اجرای تشریفات لازم برای تحقق یک قرارداد لازمالاجرا. | مدنی، قراردادها |
| 32 | بصیرت حقوقی | Legal Insight | توانایی درک عمیق مفاهیم حقوقی و کاربرد صحیح آنها در عمل. | عمومی |
| 33 | بیع | Sale | عقدی است که به موجب آن بایع مالکیت مالی را در برابر ثمن معلوم به مشتری منتقل میکند. | مدنی، قراردادها |
| 34 | بیع فضولی | Unauthorized Sale | معاملهای که توسط شخصی غیر از مالک یا وکیل وی انجام میشود و نیاز به تنفیذ مالک دارد. | مدنی، قراردادها |
| 35 | بیمه حوادث | Accident Insurance | بیمهای که خسارات ناشی از حوادث پیشبینی نشده را پوشش میدهد. | بیمه |
| 36 | بروز خسارت | Occurrence of Damage | وقوع حادثه یا عملی که منجر به ورود ضرر و زیان قابل مطالبه میگردد. | مسئولیت مدنی |
| 37 | ثبت اسناد | Document Registration | فرآیند رسمی و قانونی درج سوابق اسناد حقوقی در دفاتر مربوطه برای حفظ اعتبار. | حقوق ثبت |
| 38 | ثبت شرکت | Company Incorporation | طی تشریفات قانونی و اداری لازم برای رسمیت یافتن شخصیت حقوقی یک شرکت تجاری. | تجارت |
| 39 | ثبت عمومی | Public Record | ثبت اسنادی که برای اطلاع عموم و اعتبار بخشی به آنها ضروری است. | حقوق ثبت |
| 40 | ثبوت دعوا | Proof of Claim | ارائه ادله کافی برای اثبات صحت ادعای مطرح شده در دادگاه. | آیین دادرسی |
| 41 | ثمن | Price / Consideration (in Sale) | مبلغی که در عقد بیع در برابر مال فروخته شده پرداخت میشود. | مدنی، قراردادها |
| 42 | جرم | Crime / Offense | هر فعل یا ترک فعلی است که قانون آن را برای تحقق جرم مشخص کرده و مجازات تعیین نموده است. | کیفری |
| 43 | جرم مشهود | Flagrant Offense / Crime In Flagrante Delicto | جرمی است که در منظر مقام قضایی یا ضابطین قضایی در حال وقوع است یا بلافاصله پس از وقوع رخ داده. | آیین دادرسی کیفری |
| 44 | جعل | Forgery | تغییر دادن عمدی حقیقت در اسناد یا مدارک به قصد استفاده غیرقانونی. | کیفری |
| 45 | جبران خسارت | Compensation / Reparation | وظیفه قانونی شخص مسئول برای پرداخت مبلغی به زیاندیده جهت اعاده وضع سابق یا جبران ضرر وارده. | مسئولیت مدنی |
| 46 | جبران خسارت معنوی | Compensation for Moral Damages | پرداخت غرامت به دلیل آسیبهای روحی، اعتباری و آلام روانی وارده به فرد. | مسئولیت مدنی |
| 47 | جنایت | Felony / Major Crime | جرمی که مجازات قانونی آن قصاص، دیه یا حبس بیش از سه سال است. | کیفری |
| 48 | جزا | Punishment / Penalty | مجازاتی است که قانونگذار برای مرتکب جرم تعیین کرده است. | کیفری |
| 49 | جعل اسناد رسمی | Forgery of Official Documents | تغییر دادن حقیقت در اسناد دولتی یا دفاتر ثبتشده به قصد سوءاستفاده. | کیفری |
| 50 | جلب | Summons / Arrest | دستور قانونی مقام قضایی مبنی بر حاضر شدن فرد (جلب متهم) یا انتقال او نزد مراجع ذیصلاح. | آیین دادرسی کیفری |
| 51 | جوهر قرارداد | Essence of the Contract | شرایط اساسی و ماهوی که بدون وجود آنها، قرارداد فاقد اعتبار قانونی است. | مدنی، قراردادها |
| 52 | جایز | Revocable / Permissible | عقدی که هر یک از طرفین حق دارند هر زمان که بخواهند آن را فسخ کنند. | مدنی، قراردادها |
| 53 | حاجز | Barrier / Obstruction | هر مانع فیزیکی یا حقوقی که اجرای یک حق یا تعهد را به تأخیر میاندازد یا مسدود میکند. | مدنی، قراردادها |
| 54 | حکم قطعی | Final Judgment | رأیی که مراحل عادی اعتراض (تجدیدنظر و فرجام) را طی کرده و غیرقابل شکایت عادی است. | آیین دادرسی |
| 55 | حکم حکومتی | Governmental Ruling | حکمی که توسط مقام دارای صلاحیت حکومتی (نه قضایی) صادر میشود و لازمالاجرا است. | حقوق اداری |
| 56 | حکم مقدماتی | Preliminary Injunction / Interim Order | دستوری موقتی که دادگاه در جریان دادرسی برای حفظ حقوق طرفین صادر میکند. | آیین دادرسی مدنی |
| 57 | حکم تمیزی | Judgment of Cassation | رأیی که توسط دیوان عالی کشور در مقام فرجامخواهی صادر میشود. | آیین دادرسی |
| 58 | حدود صلاحیت | Jurisdictional Limits | مرزهای قانونی که اختیارات یک مقام قضایی یا اداری را مشخص مینماید. | حقوق اداری، آیین دادرسی |
| 59 | حدود قصاص | Limits of Qisas | شرایطی که اجرای قصاص در آن امکانپذیر است. | حقوق کیفری (اسلامی) |
| 60 | حق | Right | سلطهای اعتباری و مشروع که قانون به اشخاص اعطا میکند تا بتوانند از منافعی استفاده کنند. | عمومی |
| 61 | حقوق مدنی | Civil Law | مجموعه قواعدی که بر روابط خصوصی اشخاص اعم از قراردادها، خانواده، مالکیت و مسئولیت حاکم است. | حقوق خصوصی |
| 62 | حقوق عمومی | Public Law | مجموعه قواعدی که بر روابط دولت با افراد و سازمانهای دولتی حاکم است. | حقوق عمومی |
| 63 | حقوق تجارت | Commercial Law | مجموعه قواعدی که بر معاملات تجاری و فعالیتهای اقتصادی حاکم است. | تجارت |
| 64 | حقوق اشخاص | Personal Rights | حقوقی که مرتبط با وضعیت شخصی افراد مانند نام، اقامتگاه و صلاحیت است. | مدنی |
| 65 | حقوق عینی | Real Rights / Rights in Rem | حقوقی که مستقیماً بر یک شیء (عین) تعلق میگیرد، مانند مالکیت. | مدنی |
| 66 | حقوق دینی | Personal Rights / Rights in Personam | حقوقی که مستقیماً در برابر شخص خاصی قابل مطالبه است، مانند حق طلبکار بر بدهکار. | مدنی |
| 67 | حینالمرافعه | During the Proceedings | اشاره به مرحلهای از دادرسی که پس از اقامه دعوا تا صدور رأی در جریان است. | آیین دادرسی |
| 68 | خسارت | Damage / Loss | ضرر و زیان مادی یا معنوی است که بر اثر فعل یا ترک فعل زیانبار به دیگری وارد شده است. | مسئولیت مدنی |
| 69 | خسارت بدنی | Bodily Injury | زیان وارده به سلامت جسمانی یا روانی فرد که موجب نقص عضو یا اختلال در سلامتی میشود. | مسئولیت مدنی |
| 70 | خسارت معنوی | Moral Damages | ضرری که به شرف، حیثیت، اعتبار یا آرامش روانی شخص وارد میشود. | مسئولیت مدنی |
| 71 | خسارت تأخیر تأدیه | Damages for Delay in Payment | غرامتی که بابت عدم پرداخت بهموقع بدهی در سررسید مقرر مطالبه میشود. | مدنی، تجارت |
| 72 | خرید فضولی | Unauthorized Purchase | خریدی که توسط شخصی بدون داشتن اجازه مالک یا نماینده قانونی او انجام شود. | مدنی، قراردادها |
| 73 | خلاء قانونی | Legal Vacuum / Gap in Law | حالتی که در مورد یک موضوع خاص، قانون یا مقررات لازمالاجرا وجود ندارد. | حقوق عمومی، تفسیر قانون |
| 74 | دادخواست | Statement of Claim / Petition | سندی است که خواهان با تقدیم آن به دادگاه، آغازکننده فرآیند اقامه دعوا میباشد. | آیین دادرسی مدنی |
| 75 | دادرسی اداری | Administrative Adjudication | رسیدگی به شکایات و دعاوی اشخاص علیه اقدامات یا تصمیمات مقامات اداری. | حقوق اداری |
| 76 | دادسرا | Prosecutor’s Office | بخشی از سیستم قضایی کیفری که وظیفه تعقیب متهمین و تفهیم اتهام را بر عهده دارد. | آیین دادرسی کیفری |
| 77 | دائن | Creditor | شخصی که حقی بر ذمه دیگری (مدیون) دارد و میتواند ایفای آن را مطالبه نماید. | مدنی، حقوق تجارت |
| 78 | دفاع مشروع | Self-Defense | استفاده مشروع از قدرت برای دفع حمله فعلی یا قریبالوقوع به خود یا دیگری، که جرم تلقی نمیشود. | کیفری |
| 79 | دعوای اصلی | Principal Action | دعوایی که مستقلاً اقامه شده و هدف اصلی آن احقاق حق خواهان است. | آیین دادرسی مدنی |
| 80 | دعوای متقابل | Counterclaim | دعوایی که خوانده در برابر خواهان در چارچوب همان پرونده مطرح مینماید. | آیین دادرسی مدنی |
| 81 | دِین | Debt | تعهد مالی که ذمه مدیون در قبال دائن مشتغل به آن است. | مدنی |
| 82 | دلیل اثبات | Proof | امارات، شهادت شهود، اسناد و قرائن قابل اعتنایی که صحت یک ادعا را نزد قاضی اثبات کند. | آیین دادرسی |
| 83 | دیه | Blood Money / Indemnity | مبلغ یا مالی است که در صورت ارتکاب شبهعمد یا خطای محض در جنایت، به مجنیعلیه یا قائممقام او پرداخت میشود. | کیفری، فقه |
| 84 | دستور موقت | Temporary Order | حکمی است که دادگاه برای حفظ وضع موجود یا جلوگیری از ورود ضرر غیرقابل جبران تا زمان صدور حکم نهایی صادر میکند. | آیین دادرسی مدنی |
| 85 | ذمه | Liability / Obligation Sphere | شخصیت اعتباری فرد که بار تعهدات و حقوق مالی بر آن بار میشود. | مدنی |
| 86 | ذینفع | Interested Party / Beneficiary | شخصی که از اجرای یک قرارداد، حکم یا قانون نفع مستقیم یا غیرمستقیم میبرد. | عمومی |
| 87 | ذمه شرعی | Religious Liability | تعهدات و مسئولیتهایی که مبنای شرعی دارند و در فقه اسلامی مورد تأکید قرار گرفتهاند. | فقه |
| 88 | رضایت | Consent / Acquiescence | توافق قلبی و ارادی طرفین بر وقوع یک عمل حقوقی. | مدنی، قراردادها |
| 89 | رضایت باطنی | Inner Consent | توافق درونی و قلبی که لزوماً باید با اراده ظاهری بروز یابد تا معتبر باشد. | مدنی |
| 90 | رجوع به غیر | Subrogation (in certain contexts) | حق رجوع دائن پرداختکننده دین، به مدیون اصلی یا شخص ثالثی که دین را پرداخت کرده است. | مدنی، تعهدات |
| 91 | رأی وحدت رویه | Uniformity of Precedent Ruling | تصمیمی که دیوان عالی کشور برای رفع تعارض بین آرای دادگاههای پایینتر اتخاذ میکند. | آیین دادرسی |
| 92 | رعایت تشریفات | Compliance with Formalities | انجام دادن کلیه مراحل شکلی و قانونی مقرر در قانون برای اعتبار یک عمل حقوقی. | عمومی |
| 93 | رأی غیابی | Default Judgment | حکمی که دادگاه در غیاب یکی از طرفین (معمولاً خوانده) صادر میکند. | آیین دادرسی مدنی |
| 94 | رقبه | Naked Ownership / Reversion | اصل مالکیت یک شیء که منفعت آن به دیگری واگذار شده است. | مدنی، املاک |
| 95 | سفته | Promissory Note | سندی تجاری است که به موجب آن صادرکننده تعهد میکند مبلغی مشخص را در زمان معین به حامل سفته پرداخت نماید. | تجارت، اسناد تجاری |
| 96 | سقوط حق | Forfeiture of Right | از بین رفتن حق به دلیل عدم اعمال آن در مهلت مقرر قانونی (مثل مرور زمان). | مدنی |
| 97 | سند رسمی | Official Document | سندی است که توسط مأمور صلاحیتدار و در حدود وظایف قانونی تنظیم شده باشد. | حقوق ثبت، اسناد |
| 98 | سند عادی | Private Document | سندی است که توسط اشخاص خصوصی تنظیم شده و فاقد امضای مأمور دولتی است. | حقوق اسناد |
| 99 | مسئولیت قراردادی | Contractual Liability | مسئولیت ناشی از عدم اجرای صحیح یا عدم اجرای تعهدات مندرج در قرارداد. | مدنی، قراردادها |
| 100 | سمع دعوا | Admissibility of Claim | بررسی اولیه دادگاه برای پذیرش دعوا از نظر شکلی و ماهوی پیش از ورود به ماهیت موضوع. | آیین دادرسی |
| 101 | سند مالکیت | Title Deed | سندی رسمی که مالکیت فرد بر یک ملک یا دارایی غیرمنقول را اثبات میکند. | حقوق ثبت، املاک |
| 102 | سلسله اسناد | Chain of Title | توالی اسناد مالکیت یک ملک از زمان ثبت اولیه تا زمان حال. | حقوق ثبت |
| 103 | سلب مالکیت | Expropriation | سلب حق مالکیت از افراد توسط دولت در ازای پرداخت بهای عادلانه برای منافع عمومی. | حقوق عمومی، املاک |
| 104 | شرط فاسد | Void Condition | شرطی که در قرارداد ذکر شود ولی با مقتضای ذات عقد یا قوانین آمره مخالف باشد و عقد را باطل میکند. | مدنی، قراردادها |
| 105 | شرط محقق نشده | Unfulfilled Condition | شرطی که در عقد درج شده و اجرای تعهدات وابسته به وقوع آن است اما هنوز واقع نشده است. | مدنی، قراردادها |
| 106 | شریک | Partner | فردی که در یک قرارداد مشارکت یا مالکیت مشاع، سهمی دارد. | تجارت، مدنی |
| 107 | شرکت قهری | Involuntary Partnership | شرکتی که بدون اراده و با وقوع واقعهای خاص (مانند ارث) شکل میگیرد. | تجارت، ارث |
| 108 | شرکت تضامنی | General Partnership | شرکتی که کلیه شرکا در قبال تمام بدهیهای شرکت مسئولیت تضامنی و نامحدود دارند. | تجارت |
| 109 | شاهد | Witness | فردی که وقوع یک واقعه یا امضای یک سند را دیده و شهادت وی در دادگاه پذیرفته میشود. | آیین دادرسی |
| 110 | شراکت | Partnership | قراردادی است که به موجب آن دو یا چند نفر برای انجام کار بازرگانی با سهم مشاع در سود و زیان شریک میشوند. | تجارت |
| 111 | شخصیت حقوقی | Legal Personality | هویت اعتباری که قانون به نهادها (مانند شرکتها) اعطا میکند تا بتوانند دارای حقوق و تکالیف باشند. | حقوق عمومی و خصوصی |
| 112 | شروع به جرم | Attempt to Commit a Crime | آغاز به اجرای عملی که اگر کامل میشد، جرم تلقی میگردید، اما متوقف شده است. | کیفری |
| 113 | صلاحیت قضایی | Judicial Jurisdiction | اختیارات قانونی یک دادگاه خاص برای رسیدگی به ماهیت یک دعوا یا اجرای یک حکم. | آیین دادرسی |
| 114 | صرف | Currency Exchange Transaction | عقدی که در آن دو چیز همجنس (معمولاً پول) به شرط تسلیم در مجلس عقد معاوضه میشوند. | مدنی، تجارت |
| 115 | صرف نظر کردن | Waiver / Relinquishment | صرف نظر کردن ارادی از حق یا ادعایی که شخص میتواند آن را تعقیب کند. | مدنی |
| 116 | صداقت (در قراردادها) | Good Faith | اصل لزوم رفتار صادقانه و منصفانه طرفین در اجرای تعهدات قراردادی. | مدنی، قراردادها |
| 117 | صرفاً | Solely / Merely | محدود کردن شمول حکم یا تعریف به یک حالت خاص. | عمومی |
| 118 | ضامن | Guarantor / Surety | شخصی که تعهد میکند در صورت عدم ایفای دین توسط مدیون اصلی، دین او را بپردازد. | مدنی، قراردادها |
| 119 | ضمان | Guarantee / Liability | التزام به پرداخت یا انجام تعهدی که بر عهده شخص دیگری است. | مدنی |
| 120 | ضمانت اجرای مدنی | Civil Sanction | تدابیری که در صورت تخلف از تعهدات مدنی پیشبینی شده است (مانند جبران خسارت). | مدنی |
| 121 | ضمانت اجرای کیفری | Criminal Sanction | مجازاتهایی که قانون برای ارتکاب جرم تعیین کرده است (مانند حبس، جزای نقدی). | کیفری |
| 122 | ضرر | Harm / Detriment | کاهش در دارایی یا از دست رفتن سودی که انتظار میرفته است. | مسئولیت مدنی |
| 123 | ضرر غیرمستقیم | Indirect Damage | خسارتی که نتیجهی مستقیم عمل زیانبار نیست، بلکه از نتایج ثانویهی آن به وجود میآید. | مسئولیت مدنی |
| 124 | ضرر مستقیم | Direct Damage | خسارتی که بلاواسطه و بهطور معمول از فعل یا ترک فعل زیانبار ناشی شده باشد. | مسئولیت مدنی |
| 125 | طبیعت حقوقی | Legal Nature | ماهیت اصلی و اساسی یک قرارداد، عمل حقوقی یا نهاد حقوقی. | تئوری حقوق |
| 126 | طلاق | Divorce | انحلال عقد نکاح دائم با شرایط و تشریفات قانونی مقرر در شرع و قانون. | حقوق خانواده |
| 127 | طرفین دعوا | Litigants / Parties to the Suit | خواهان و خواندهای که اختلاف حقوقی بین آنها در دادگاه مطرح است. | آیین دادرسی |
| 128 | طرف قرارداد | Contracting Party | هر یک از افرادی که در انعقاد یک قرارداد شرکت داشته و متعهد به اجرای مفاد آن هستند. | مدنی، قراردادها |
| 129 | طریقیت (در اقرار) | Declaratory Nature (of confession) | اقرار به تنهایی میتواند موجب انقضای دعوا شود، یعنی جنبه اثباتی دارد. | آیین دادرسی |
| 130 | ظرف زمان | Time Frame / Period | مدت زمانی که اجرای یک تکلیف یا اعمال یک حق در آن ممکن یا لازم است. | عمومی |
| 131 | ظرف مکان | Place of Performance | محلی که تعهد قراردادی باید در آنجا ایفا شود. | مدنی، قراردادها |
| 132 | ظرفیت قانونی | Legal Capacity | توانایی شخص برای دارا شدن حقوق و تکالیف و انجام دادن اعمال حقوقی. | مدنی |
| 133 | ظهور اراده | Manifestation of Will | بروز اراده به شکلی که برای طرف مقابل قابل درک باشد (لفظ، نوشتار یا عمل). | مدنی، قراردادها |
| 134 | عاقل | Sane / Mentally Competent | فردی که قوای عقلی وی سالم بوده و در نتیجه از اهلیت استیفاء برخوردار است. | مدنی، کیفری |
| 135 | عقد | Contract / Agreement | توافق دو یا چند نفر برای ایجاد یک تعهد حقوقی در برابر یکدیگر. | مدنی، قراردادها |
| 136 | عقد لازم | Binding Contract | عقدی که طرفین جز در موارد مقرر قانونی حق برهم زدن آن را ندارند. | مدنی، قراردادها |
| 137 | عقد جایز | Revocable Contract | عقدی که هر یک از طرفین هر زمان که اراده کنند میتوانند آن را فسخ نمایند. | مدنی، قراردادها |
| 138 | عقد باطل | Void Contract | عقدی که فاقد یکی از ارکان اساسی صحت بوده و هیچ اثر حقوقی از زمان انعقاد ندارد. | مدنی |
| 139 | عقد نافذ | Valid but Unenforceable Contract | عقدی که به دلیل نقص در شرایط صحت (مانند عدم اهلیت فضولی)، موقتاً نافذ نیست و نیاز به تنفیذ دارد. | مدنی |
| 140 | عرف | Custom / Usage | رویه و عادت رایج در یک منطقه یا صنف که در صورت نبود نص قانونی، ملاک عمل قرار میگیرد. | عمومی |
| 141 | عوض | Consideration (General) / Counterpart | آنچه در برابر یک چیز در یک معامله داده میشود. | مدنی |
| 142 | عین | Corporeal Thing / Res | شیء مادی و محسوس که قابلیت لمس و تصرف فیزیکی دارد (در مقابل منفعت). | مدنی، اموال |
| 143 | علم اجمالی | General Knowledge | آگاهی نسبی و کلی نسبت به وجود یا ماهیت یک امر، بدون اطلاع از جزئیات. | عمومی |
| 144 | عدم اهلیت | Incapacity | فقدان توانایی قانونی برای انجام اعمال حقوقی به دلیل صغر سن، جنون یا سفه. | مدنی |
| 145 | عقد تبعی | Accessory Contract | عقدی که وجود و اعتبار آن وابسته به وجود و اعتبار یک قرارداد اصلی است (مانند رهن و کفالت). | مدنی، قراردادها |
| 146 | عقد منجز | Absolute Contract | عقدی که اثرات آن منوط به وقوع هیچ شرط یا اجلی نیست و بلافاصله پس از انعقاد لازمالاجرا است. | مدنی |
| 147 | غایب مفقودالاثر | Missing Person (Legally Declared) | شخصی که مدت طولانی از محل اقامت وی خبری نیست و حکم دادگاه برای او اعلام مفقودی شده است. | مدنی، سرپرستی |
| 148 | غرامت | Indemnity / Compensation | مبلغی که برای جبران ضرر یا خسارت وارده به دیگری پرداخت میشود. | مسئولیت مدنی |
| 149 | غصب | Usurpation / Trespass | تصرف غیرقانونی و عدوانی در مال دیگری با سوء نیت. | حقوق مدنی، کیفری |
| 150 | غلطانداز | Misleading (Evidence) | دلیلی که بهطور کاذب برای گمراه کردن دادگاه ارائه شود. | آیین دادرسی |
| 151 | غبن | Unconscionability / Overreaching | ضرر ناشی از معامله در صورتی که یکی از طرفین در معامله فریب خورده یا قیمت معامله بسیار نامتعارف باشد. | مدنی، قراردادها |
| 152 | فاسخ شدن | Rescission / Annulment | انحلال و برهم خوردن اثرات عقد به دلیل تحقق شرط فاسخ یا اعلام حق فسخ. | مدنی، قراردادها |
| 153 | فرض صحت | Presumption of Validity | اصل بر این است که اعمال حقوقی و اسناد تا زمان اثبات خلاف، صحیح تلقی میشوند. | عمومی |
| 154 | فراخوان | Summons / Call | دعوت رسمی از شخص برای حضور در مرجع قضایی یا اداری. | آیین دادرسی |
| 155 | فسخ | Termination / Rescission | انحلال ارادی عقد توسط یکی از طرفین بر اساس حق فسخی که قانون یا قرارداد به او داده است. | مدنی، قراردادها |
| 156 | فقه | Jurisprudence (Islamic Law) | دانش استنباط احکام شرعی فرعی از ادله تفصیلی (قرآن، سنت، اجماع، عقل). | اصول فقه |
| 157 | فوری (در اجرای حکم) | Immediate (Enforcement) | اجرای حکمی که نیاز به طی مراحل قطعی شدن ندارد و باید بلافاصله انجام شود. | آیین دادرسی |
| 158 | فوری بودن (در دفاع) | Immediacy (in Self-Defense) | شرط لازم برای تحقق دفاع مشروع که حمله باید در حال وقوع یا قریبالوقوع باشد. | کیفری |
| 159 | فک رهن | Release of Mortgage | پایان یافتن اثر رهن و آزاد شدن مال مرهون از قید وثیقه. | مدنی، املاک |
| 160 | قانون | Statute / Law | مجموعه قواعد لازمالاجرا که توسط نهاد قانونگذاری (مجلس) وضع شده است. | حقوق عمومی |
| 161 | قانون آمره | Mandatory Law / Imperative Rule | قاعدهای از قانون که طرفین قرارداد نمیتوانند با توافق خود آن را تغییر دهند. | مدنی |
| 162 | قاعده امر نهی | Rule Prohibiting an Action | قاعدهای که عملی را از نظر شرعی یا قانونی ممنوع میسازد. | اصول فقه |
| 163 | قاعده فراغ و تلافی | Rule of Finality (in Confession) | اصل حقوقی مبنی بر اینکه اقرار پس از وقوع، غیرقابل رجوع است. | آیین دادرسی |
| 164 | قصد | Intent / Mens Rea | نیت و اراده درونی شخص برای انجام یک عمل حقوقی یا جرم. | مدنی، کیفری |
| 165 | قصد انشاء | Intent to Create Legal Effect | اراده باطنی برای ایجاد یک اثر حقوقی خاص (مانند قصد بیع در زمان خرید و فروش). | مدنی |
| 166 | قضاوت | Adjudication / Judgment | وظیفه مقام قضایی برای رسیدگی به اختلافات و صدور رأی مقتضی. | آیین دادرسی |
| 167 | قسامه | Oath Taking (in homicide cases) | سوگندهای متعددی که در شرایط خاص برای اثبات یا نفی اتهام ادا میشود. | آیین دادرسی کیفری |
| 168 | قوهقضاییه | Judiciary | یکی از قوای سهگانه کشور که وظیفه فصل خصومات و اجرای عدالت را بر عهده دارد. | حقوق عمومی |
| 169 | کامل بودن (عقد) | Perfection (of Contract) | زمانی که تمام شرایط اساسی صحت عقد محقق شده باشد. | مدنی، قراردادها |
| 170 | کامل بودن (اهلیت) | Full Capacity | دارا بودن هر دو جنبه اهلیت تملک و اهلیت استیفاء. | مدنی |
| 171 | کارشناسی | Expert Opinion / Appraisal | نظر تخصصی فرد یا هیئتی از متخصصین در خصوص موضوع مورد اختلاف در دادگاه. | آیین دادرسی |
| 172 | کفیل | Bail / Guarantor (in criminal cases) | شخصی که ضمانت میکند متهم در مراحل دادرسی حاضر شود. | آیین دادرسی کیفری |
| 173 | کفالت | Suretyship / Bail Bond | قراردادی که موجب تعهد کفیل به مقام قضایی بر حاضر نمودن متهم در مواقع لزوم میشود. | آیین دادرسی کیفری |
| 174 | کسبه جزء | Petty Merchants | بازرگانان خرد که معاملات آنها حجم پایینتری داشته. | تجارت |
| 175 | کسبه محترف | Respected Traders | بازرگانانی که به واسطه اعتبار و سابقه طولانی در جامعه دارای جایگاه ویژهای هستند. | تجارت |
| 176 | گواهی انحصار وراثت | Certificate of Inheritance | سندی رسمی که توسط دادگاه صادر میشود و تعیین میکند چه کسانی از متوفی ارث میبرند. | حقوق خانواده، ارث |
| 177 | گواهی امضاء | Signature Certification | تأیید رسمی هویت امضاکننده یک سند توسط دفتر اسناد رسمی. | حقوق ثبت |
| 178 | گزارش کارشناس | Expert Report | مستند کتبی که حاوی نتایج بررسیهای کارشناس رسمی در حوزه تخصصی خود است. | آیین دادرسی |
| 179 | لازمالاجرا | Executable / Enforceable | حکمی یا سندی که اجرای آن از نظر قانونی الزامی است. | آیین دادرسی، حقوق اسناد |
| 180 | لغو | Revocation / Abolition | از بین بردن اثر حقوقی یک سند یا تصمیم قبلی. | عمومی |
| 181 | لزوم | Necessity / Binding Force | خاصیتی که موجب میشود طرفین عقد نتوانند بدون دلیل قانونی آن را برهم زنند. | مدنی، قراردادها |
| 182 | لغو قرار داد | Contract Avoidance | از بین بردن اثرات قرارداد به دلیل انقضای مدت یا تحقق شرط لغوکننده. | مدنی |
| 183 | لباس شهرت | Garb of Fame (Illegal) | لباسی که پوشیدن آن برای مردان در جامعه خلاف عرف و شرع تلقی شده. | کیفری |
| 184 | مالکیت | Ownership | حق انحصاری و کامل شخص بر یک شیء یا حق، شامل حق استفاده، بهرهبرداری و تصرف. | مدنی، اموال |
| 185 | مالکیت انتفاعی | Usufruct | حقی عینی برای استفاده از منفعت مال دیگری بدون مالکیت بر عین آن. | مدنی، املاک |
| 186 | مالکیت مشاع | Undivided Ownership | وضعیتی که یک مال متعلق به دو یا چند نفر است و سهم هر شریک از کل قابل تشخیص نیست. | مدنی، املاک |
| 187 | مأمور دولت | Public Servant / Government Agent | هر فردی که به موجب قانون یا حکم مأمور به انجام وظیفه عمومی شده باشد. | حقوق اداری |
| 188 | مبنای قانونی | Legal Basis | دلیل یا منبعی در قوانین و مقررات که یک اقدام یا حکم بر اساس آن صورت گرفته است. | عمومی |
| 189 | مبادله | Exchange / Barter | انتقال متقابل مالکیت دو چیز بین دو طرف. | مدنی، قراردادها |
| 190 | مجرم | Offender / Criminal | فردی که مرتکب جرمی شده و مسئولیت کیفری عمل وی احراز شده است. | کیفری |
| 191 | مجهولالمالک | Owner Unknown | مالی که مالک آن مشخص نیست و طبق قانون باید در اختیار دولت قرار گیرد. | مدنی، املاک |
| 192 | مستند | Document / Basis | سندی که پشتوانه یک ادعا، حکم یا اقدام حقوقی قرار میگیرد. | عمومی |
| 193 | مستثنیات دین | Exemptions from Debt Payment | اموالی از بدهکار که قانوناً قابل توقیف برای پرداخت بدهی نیستند. | آیین دادرسی مدنی |
| 194 | مستندات | Evidences / Supporting Documents | مجموعه اسناد و مدارکی که برای اثبات یک دعوا یا دفاع ارائه میشود. | آیین دادرسی |
| 195 | مسئولیت مطلق | Strict Liability | مسئولیتی که بدون نیاز به اثبات تقصیر متوجه فاعل فعل زیانبار میگردد. | مسئولیت مدنی |
| 196 | مسئولیت مدنی | Civil Liability | التزام به جبران خسارت وارده به دیگری ناشی از عمل یا تقصیر شخصی. | مسئولیت مدنی |
| 197 | مسئولیت کیفری | Criminal Liability | مسئولیت ناشی از ارتکاب جرمی که مستوجب مجازات قانونی است. | کیفری |
| 198 | مصادره | Confiscation | ضبط اموال متهم یا محکومعلیه به نفع دولت به عنوان بخشی از مجازات یا کشف اموال نامشروع. | کیفری، اداری |
| 199 | مُصلِح | Mediator / Conciliator | فرد یا نهادی که در فرآیند حل اختلاف، طرفین را به سازش و مصالحه هدایت میکند. | آیین دادرسی |
| 200 | مُستأجر | Lessee / Tenant | شخصی که در ازای پرداخت اجرت، مالک منافع عین مستأجره برای مدت معین میگردد. | مدنی، املاک |
| 201 | موجِر | Lessor | مالک عین مستأجره که حق انتفاع آن را در برابر اجرت به مستأجر منتقل میکند. | مدنی، املاک |
| 202 | مُوکل | Principal (in agency) | شخصی که به دیگری (وکیل) برای انجام عملی تفویض اختیار میکند. | مدنی، وکالت |
| 203 | موکلفیه | Subject Matter of Agency | عملی که مورد وکالت قرار گرفته و وکیل مأمور به انجام آن است. | مدنی، وکالت |
| 204 | مُهلت | Grace Period | مدت زمانی اضافی که به مدیون یا مکلف داده میشود تا تعهد خود را ایفا نماید. | مدنی |
| 205 | ناظر | Supervisor / Controller | فرد یا نهادی که بر اجرای یک قرارداد، حکم یا فرآیند نظارت مینماید. | عمومی |
| 206 | نبش | Demolition / Opening | تخریب قسمتی از بنا یا دیوار مشترک (اغلب در دعاوی ملکی). | مدنی، املاک |
| 207 | نقصان (در قرارداد) | Defect / Deficiency | وجود ایراد یا عیبی در مبیع یا مورد معامله که ارزش آن را کاهش میدهد. | مدنی، قراردادها |
| 208 | نقص عضو | Permanent Bodily Impairment | آسیبی دائمی به یکی از اعضای بدن که منجر به کاهش تواناییهای فرد میشود. | مسئولیت مدنی |
| 209 | نکاح | Marriage | پیمان دائم شرعی بین زن و مرد به قصد تأسیس خانواده. | حقوق خانواده |
| 210 | نسبت | Relation / Proportion | رابطه خونی یا سببی بین افراد که مبنای برخی حقوق و تکالیف است. | حقوق خانواده، ارث |
| 211 | نص | Explicit Text / Clear Provision | عبارت یا جملهای از قانون یا سند که معنای آن کاملاً واضح و بدون نیاز به تفسیر باشد. | تفسیر قانون |
| 212 | نقض قرارداد | Breach of Contract | عدم اجرای صحیح یا کامل تعهدات مندرج در قرارداد توسط یکی از طرفین. | مدنی، قراردادها |
| 213 | نکول | Refusal (to accept an inheritance) | امتناع وراث از قبول ترکه متوفی. | حقوق ارث |
| 214 | نیت عامدانه | Willful Intent | قصد و عمدی که فرد برای انجام یک عمل مجرمانه یا سوءاستفاده حقوقی دارد. | کیفری، مدنی |
| 215 | واسطه | Intermediary / Middleman | فردی که در انجام یک معامله یا فرآیند حقوقی نقش تسهیلکننده را ایفا میکند. | عمومی |
| 216 | واقف | Dedicator / Endower | فردی که مالی را به قصد قربت و با حبس عین و تسبیل منفعت، وقف میکند. | فقه، مدنی |
| 217 | وقف | Waqf / Endowment | حبس کردن عین مال و جاری ساختن منافع آن در مصارف خیریه یا امور معین. | مدنی، فقه |
| 218 | وکالت | Agency / Power of Attorney | قرارداد یا اجازه قانونی که به موجب آن وکیل به نیابت از موکل، اقدام به انجام امور حقوقی وی مینماید. | مدنی، قراردادها |
| 219 | وکیل | Attorney / Agent | فردی که از سوی موکل برای انجام امور وی نمایندگی دارد. | مدنی، آیین دادرسی |
| 220 | وجه التزام | Liquidated Damages | مبلغی که طرفین در ضمن قرارداد برای عدم انجام تعهد یا تأخیر در آن تعیین میکنند. | مدنی، قراردادها |
| 221 | ولی | Guardian / Legal Representative | قیم یا سرپرست قانونی طفل یا محجور که وظیفه اداره امور وی را دارد. | مدنی، سرپرستی |
| 222 | ورشکستگی | Bankruptcy | وضعیتی که تاجر یا شرکت تجاری قادر به پرداخت بدهیهای خود به طلبکاران نیست و توسط دادگاه اعلام میشود. | تجارت |
| 223 | هبه | Gift / Donation | عقدی است که موجب انتقال رایگان مالکیت مال از واهب به متهب میگردد. | مدنی، قراردادها |
| 224 | هبهنامه | Deed of Gift | سند کتبی که دلالت بر وقوع عقد هبه دارد. | مدنی، حقوق اسناد |
| 225 | هزینه دادرسی | Litigation Costs / Court Fees | مبالغی که قانوناً باید توسط خواهان برای آغاز فرآیند رسیدگی قضایی پرداخت شود. | آیین دادرسی |
| 226 | یومالاداء | Due Date | روزی که سررسید ایفای تعهد یا پرداخت دین فرا میرسد. | مدنی، تجارت |
| 227 | یومالتسلیم | Delivery Date | روزی که مبیع یا مورد تعهد باید به خریدار یا متعهدله تحویل داده شود. | مدنی، قراردادها |
| 228 | ید | Possession / Custody | سلطه و اقتدار مادی و فیزیکی شخص بر مال. | مدنی، اموال |
| 229 | ید امانی | Custody for Safekeeping | وضعیتی که مال در اختیار شخص قرار دارد اما مالکیت آن متعلق به او نیست. | مدنی |
| 230 | ید ضمانت | Liability for Possession | حالتی که متصرف مال مسئولیت جبران خسارت وارده به مال را بر عهده دارد. | مدنی |
| 231 | یقین | Certainty | درجه بالایی از اطمینان که برای قاضی جهت صدور حکم حاصل میشود. | آیین دادرسی |
| 232 | اقامه دعوا | Filing a Lawsuit | اقدام رسمی برای طرح شکایت نزد دادگاه صالح. | آیین دادرسی |
| 233 | اصل برائت | Presumption of Innocence | فرض بر بیگناهی تا اثبات جرم. | کیفری |
| 234 | حق انتفاع | Usufruct Right | حق استفاده از منافع یک مال متعلق به دیگری. | مدنی |
| 235 | ضمانت اجرای مدنی | Civil Sanction | تدابیر قهری در صورت تخلف مدنی. | مدنی |
| 236 | ضمانت اجرای کیفری | Criminal Sanction | مجازاتهای قانونی برای جرایم. | کیفری |
| 237 | عقد لازم | Binding Contract | عقدی که طرفین حق برهم زدن آن را ندارند. | مدنی |
| 238 | عقد جایز | Revocable Contract | عقدی که هر زمان قابل فسخ است. | مدنی |
| 239 | وکالت مطلق | General Agency | نمایندگی بدون محدودیت خاص در امور مالی و اداری. | مدنی |
| 240 | وکالت خاص | Special Agency | نمایندگی برای انجام یک یا چند عمل حقوقی مشخص. | مدنی |
| 241 | مبیع | Subject Matter of Sale | مالی که در قرارداد بیع مورد معامله قرار گرفته است. | مدنی، قراردادها |
| 242 | بایع | Seller | طرفی از عقد بیع که مالکیت مال را منتقل میکند. | مدنی، قراردادها |
| 243 | مشتری | Buyer | طرفی از عقد بیع که در برابر ثمن، مالک مال میشود. | مدنی، قراردادها |
| 244 | تنفیذ | Ratification | تأیید بعدی یک عمل حقوقی که در ابتدا به صورت غیرنافذ انجام شده است (مثل بیع فضولی). | مدنی |
| 245 | ابطال | Annulment | زوال اثر حقوقی یک سند از ابتدا به دلیل نقص در یکی از شرایط صحت. | مدنی |
| 246 | انفساخ | Automatic Termination | انحلال خود به خود عقد به دلیل تحقق یکی از اسباب انحلال (مانند قوه قاهره). | مدنی |
| 247 | خیار فسخ | Right of Rescission | حق برهم زدن عقد که در شرایط مقرر قانونی برای طرفین ایجاد میشود. | مدنی |
| 248 | فوریت (در اقدام) | Urgency (in action) | لزوم انجام یک اقدام قانونی در کوتاهترین زمان ممکن. | عمومی |
| 249 | تعهد به شرط | Conditional Obligation | تعهدی که اثرات آن وابسته به تحقق یا عدم تحقق شرطی در آینده است. | مدنی |
| 250 | ایراد (در معامله) | Defect (in transaction) | عیب ظاهری یا باطنی در مبیع که موجب حق خیار برای مشتری میشود. | مدنی |
| 251 | قرار تأمین | Security Order | دستور دادگاه مبنی بر گرفتن وجه نقد یا مال به عنوان تضمین در پرونده. | آیین دادرسی |
| 252 | اقرار | Confession / Admission | اعلام واقعیتی به نفع طرف مقابل در دادگاه. | آیین دادرسی |
| 253 | ادعانامه | Bill of Complaint | همان دادخواست که حاوی اظهارات و ادعاهای خواهان است. | آیین دادرسی مدنی |
| 254 | ابلاغ | Service of Process | اطلاعرسانی رسمی مفاد اوراق قضایی به طرفین دعوا. | آیین دادرسی |
| 255 | ابطال سند | Nullification of Deed | از بین بردن اثرات قانونی یک سند توسط دادگاه به دلیل جعل یا خلاف قانون بودن. | حقوق ثبت |
| 256 | اصل اساسی | Fundamental Principle | یکی از قواعد بنیادین و عام که در تمامی نظام حقوقی مورد پذیرش است. | عمومی |
| 257 | ارث | Inheritance | انتقال قهری اموال متوفی به وراث قانونی. | حقوق ارث |
| 258 | ترکه | Estate (of the deceased) | مجموع داراییها و بدهیهای متوفی. | حقوق ارث |
| 259 | حصر وراثت | Determination of Heirs | فرآیند رسمی تعیین وراث قانونی متوفی توسط دادگاه. | حقوق ارث |
| 260 | موصیله | Beneficiary (of a Will) | شخصی که در وصیتنامه به نفع او وصیت شده است. | حقوق ارث |
| 261 | موصی | Testator | فردی که وصیتنامه تنظیم میکند. | حقوق ارث |
| 262 | وصیت تملیکی | Testamentary Disposition | وصیتی که موجب انتقال یک یا چند دارایی به نفع موصیله پس از فوت میشود. | حقوق ارث |
| 263 | وصیت عهدی | Executorship Appointment | وصیتی که به موجب آن فردی برای انجام امور مربوط به ترکه تعیین میشود. | حقوق ارث |
| 264 | وصی | Executor | فردی که موکل برای اجرای وصیت تعیین کرده است. | حقوق ارث |
| 265 | وصیت مازاد بر ثلث | Disposition Exceeding One-Third | وصیتی که میزان آن بیش از یک سوم ترکه باشد و نیاز به اجازه سایر وراث دارد. | حقوق ارث |
| 266 | جهل به زمان وقوع عقد | Ignorance of Contract Time | عدم اطلاع طرفین از زمان دقیق وقوع ایجاب و قبول. | مدنی |
| 267 | احتکار | Hoarding | احتکار کالا و اموال اساسی به قصد اخلال در نظام اقتصادی. | تجارت، کیفری |
| 268 | استرداد | Repossession / Restitution | پس گرفتن مال یا وجهی که به اشتباه یا بدون جهت قانونی پرداخت شده است. | مدنی |
| 269 | استرداد جهیزیه | Restitution of Dowry | حق زوجه برای پس گرفتن اموال شخصی خود پس از انحلال نکاح. | حقوق خانواده |
| 270 | استرداد عین مرهونه | Redemption of Mortgaged Property | حق مدیون برای باز پسگیری مال رهنی پس از تسویه دین. | مدنی، رهن |
| 271 | استناد | Reliance (on evidence) | تکیه نمودن بر یک سند یا شاهد خاص به عنوان دلیل در دادگاه. | آیین دادرسی |
| 272 | استیناف | Appeal (General Term) | هر نوع اعتراض به رأی دادگاه بدوی و ارجاع پرونده به مرجع بالاتر. | آیین دادرسی |
| 273 | اصالت | Authenticity / Genuineness | صحت و اصالت یک سند یا هویت یک فرد. | حقوق اسناد |
| 274 | اصالت سند | Authenticity of Deed | تأیید این موضوع که سند واقعاً توسط امضاکنندگان آن تنظیم شده است. | حقوق اسناد |
| 275 | اصالت امضاء | Genuineness of Signature | تأیید رسمی بودن امضای موجود بر روی یک سند. | حقوق اسناد |
| 276 | اقامه شهادت | Presentation of Testimony | فرآیند معرفی شهود برای ارائه شهادت در دادگاه. | آیین دادرسی |
| 277 | اقرار بالعین | Confession of Thing | اعتراف به وجود یک شیء یا مالکیت بر آن. | مدنی |
| 278 | اقرار به دین | Confession of Debt | اعتراف کتبی یا شفاهی به بدهکار بودن به دیگری. | مدنی |
| 279 | امکان وقوع | Possibility of Occurrence | شرط صحت تعهد که موضوع آن باید در زمان انعقاد عقد یا در آینده ممکنالتحقق باشد. | مدنی |
| 280 | اِعمال حق | Exercise of Right | استفاده عملی از یک حق قانونی یا قراردادی توسط دارنده آن. | عمومی |
| 281 | امانت | Deposit / Trust | عقدی که موجب میشود مال غیر در ید شخص قرار گیرد به شرط حفظ آن و رد عین در زمان مقرر. | مدنی |
| 282 | امانتدار | Custodian / Trustee | شخصی که مال غیر را به صورت امانی در اختیار دارد. | مدنی |
| 283 | امانی بودن ید | Fiduciary Possession | وضعیتی که متصرف، ضامن تلف یا نقص مال نیست مگر در صورت تعدی یا تفریط. | مدنی |
| 284 | امر به معروف و نهی از منکر | Enjoining Good and Forbidding Evil | وظیفه شرعی و قانونی آحاد جامعه نسبت به حفظ ارزشهای اخلاقی و عمومی. | فقه، حقوق عمومی |
| 285 | انتفاع | Usufruct / Right to Use | حق استفاده از منافع یک مال بدون مالکیت بر خود آن. | مدنی |
| 286 | انتقال | Transfer | جابهجایی مالکیت یا حق از یک شخص به شخص دیگر. | عمومی |
| 287 | انتقال قهری | Involuntary Transfer | انتقال مالکیت یا حقوق بدون اراده طرفین، مانند ارث یا انتقال به دلیل فوت. | مدنی، ارث |
| 288 | انتقال ارادی | Voluntary Transfer | انتقال مالکیت یا حقوق با اراده طرفین (مانند بیع یا صلح). | مدنی |
| 289 | اذن | Permission / Authorization | اجازه صریح یا ضمنی مالک یا مقام ذیصلاح برای انجام عملی. | عمومی |
| 290 | بطلان نسبی | Relative Nullity | حالتی که عقد باطل است ولی فقط طرفین آن میتوانند ادعای بطلان کنند. | مدنی |
| 291 | تنبیه | Admonishment (Punishment) | مجازاتهای انضباطی یا کیفری خفیفتر از حبس. | کیفری |
| 292 | تعدد جرم | Plurality of Crimes | ارتکاب چندین جرم مستقل توسط یک شخص. | کیفری |
| 293 | تعدی | Tort / Transgression | تجاوز از حدود متعارف قانونی در استفاده از حق یا انجام وظیفه. | مدنی، کیفری |
| 294 | تفریط | Negligence / Dereliction of Duty | کوتاهی در انجام وظایف یا مراقبت از مال امانی. | مدنی |
| 295 | تفکیک (ملک) | Demarcation / Subdivision | فرآیند اداری و قانونی تقسیم یک ملک بزرگ به قطعات کوچکتر. | حقوق ثبت |
| 296 | تقصیر | Fault / Negligence | کوتاهی غیرعمدی که منجر به وقوع ضرر میشود. | مسئولیت مدنی |
| 297 | تملک | Acquisition of Ownership | به دست آوردن مالکیت یک مال به یکی از طرق قانونی (مانند احراز یا قرارداد). | مدنی |
| 298 | حکم ظاهری | Apparent Judgment | حکمی که بر اساس مدارک موجود در پرونده صادر شده اما ممکن است خلاف واقع باشد. | آیین دادرسی |
| 299 | حیلۀ شرعی | Legal Evasion | استفاده از راهحلهای قانونی برای فرار از اجرای یک حکم یا قاعده فقهی (قابل بحث). | فقه |
| 300 | دفاع ماهوی | Substantive Defense | دفاعی که به اصل موضوع دعوا و رد ادعای خواهان میپردازد. | آیین دادرسی مدنی |
“با اتمام این فهرست شامل ۳۰۰ مدخل، دایره واژگان تخصصی حقوقی شما پوشش داده شده است. دانش حقوقی مستلزم درک ظرافتهای زبانی است؛ تسلط بر این اصطلاحات، پلی محکم میان مبانی نظری و کاربرد عملی ایجاد میکند. این مجموعه به عنوان یک منبع مرجع سریع در نظر گرفته شده است و توصیه میشود همواره در کنار منابع اصلی فقهی و قانونی مطالعه شود تا فهم شما از پیچیدگیهای قوانین همواره بهروز و دقیق باقی بماند.”
